افسوس ...
- همیشه آخر ترم ها، بعد از امتحان که می شد آنقدر درگیر پروژه های خودم بودم که متوجه جو اطراف نمیشدم
- متوجه اینکه دیگران در چه کارند
- البته ترم قبل قدری متوجه شدم برخی از جوها آنقدرها هم سالم نیست،
..........................
1: (ترم دوم سال 92)
- سر پروژه ی معماری بود
چون هم معماری و هم سیستم عامل پروژه داشتند و ما به قدر زدن دو پروژه زمان نداشتیم
اما روز تحویل پروژه ی معماری عده ی زیادی از بچه ها پروژه را تحویل دادند بدون اینکه خودشان کدی را زده باشند، تنها هنرشان این بود که کدی را که از دیگران گرفته بودند قدری خوانده و هر کس مقداری به آن مسلط شده بود
ازشان دلگیر شدم و نیز از حل تمرینمان که می دانست کدها عین هم هست و می دانست کسی کدی نزده و نمره داد
گرچه در نهایت نمره پروژه از 4 به 2 تقلیل پیدا کرد اما یعنی 2 نمره برای یاد گرفتن کد دیگران بود در حالی که هرگز ندیده ام در صورت پروژه ای در دانشکده یاد شود (به جز پروژه ی ذخیره) که لازم نیست کسی پروژه را خودش بزند، می تواند کد را تهیه کند و سپس روی آن مسلط شود
بماند که گاهی این مسلط شدن هم یعنی صرفا حفظ کردن یک سری جملات سایر دوستان
- من پروژه معماری ندادم و پروژه ی سیستم عامل را در حالی دادم که تماش کار خودم بود (به جز پایه کدی که خود تی ای مان به گروه میل کرده بود) و همواره به این موضوع افتخار می کنم که در طول دوران تحصیلم حتی یک سوال از یک تکلیف را کپی نکرده ام
........................
2: (ترم اول سال 93)
- رشته ی ما رشته ی پرکاری است، معمولا اگر کسی بخواهد عین چارت و 8 ترمه تمام کند و نیز تکالیفش را سر وقت بدهد باید از خواب شب و خوراک روزش بزند و آخر هم یکی در میان می رسد
- آنوقت در طول ترم می بینی دوستانت تقسیم کار می کنند و در طول هفته هر کس یکی از تکالیف را برای همه می زند و آخر هفته عده ی عظیمی همه ی تکالیفشان را می دهند و حل تمرین محترم هم گویی شتر دیدی ندیدی و تو هستی و تنها وجدانت
- بعد تنها امیدت می شود اینکه هر کدام از دوستانت یا سال پایینی ها را که دیدی، و یا هر کدام از بچه هایی که حل تمرینشان هستی، فقط برایشان توضیح بدهی که :
"ببین دختر جان! اگر همه ی هم سالان من یک صدا اعلام کنند که فلان تکلیف زیاد است و از حد توان بشر خارج، آنوقت تغییری برای همه اتفاق می افتد و دیگر مجبور نیستید یا روی وجدان پا بگذارید یا روی نمره"
اما کو گوش شنوا...
............................
3:
- این هفته از اول هفته مرتبا درخواست هایی را مشاهده می کنم مبنی بر تقاضای فلان کد و پروژه ی فلان ترم و کمک در زدن پروژه ی فلان درس
- یا اینکه نشسته ام و کسی می اید داخل دفتر نشریه و از کس دیگری کدی که خدا می داند منشاءاش کجاست را می گیرد
- و بعد به ما می گویند پروژه های درس ایکس اصلا در حد پاس شدنمان نبود، و من هی وسوسه می شوم بپرسم پس چرا ما 30 و اندی نفر را که قرار است به اسم مهندس وارد این مملکت شویم در این درس که برای مهندس شدنمان اینقدر مهم بود رد نکردید؟
- و بعد باز نمودار بردن ها
- و بعد خواهش من از برخی اساتید که شما را به خدا کسی که افتاده را پاس نکنید! این آدم پس فردا می رود در جایی که حق کسی است که این درس را یاد گرفته می نشیند، بعد مملکت می شود همینی که می بینید
............................
4:
رفته بودم برای احوال پرسی از یکی از اساتید
در مدتی که در اتاقش بودم یکی از دانشجویان آمد برای دریافت نمره ی 9.9 که مشروط نشود
در طول عمر 4 ساله ام در دانشکده هزار بار این صحنه را دیده ام
و چقدر برخوردهای متفاوت می توان کرد با این لحظه
خدا بیامرزد پدر استاد را که گفت:"عزیز من وقت فکر کردن به اینکه نباید مشروط بشی الان نیست، در طول ترم بود، قبل از امتحان بود، و نمره ی 7 با 9.9 فرق دارد وگرنه که دو نمره نمی شدند!"
- خواهرم هنر می خواند در دانشگاه تهران – عکاسی- آن روز به من می گفت سیاست دانشکده شان این است
" نیانداز و حکومت کن!!!!!"
(توضیح صحنه : خنده ی تلخی بر لبان خواننده می نشیند)
.................................
5:
- 3 روز است درگیر تصحیح تکالیف سیستم عامل هستم
حداقل 3 روز دیگر هم طول خواهد کشید
اما دلم خوش است که تقلب ها را جدا کرده ام
و در تلاشم نمره ها دقیق باشند
گاهی وسط تصحیح سوالی متوجه نکته ای می شوم که قبل از آن نبوده ام، برمی گردم و مجدد برگه ها را نگاه می کنم
من دست پرورده ی اساتیدی هستم که معنای تعهد کاری را یادم داده اند
معنای حق را
...................................
لعلکم یتفکرون ...
افسوس ...
ادامه مطـــلب در منبع...
شاید برای من تازه است، ولی دو سه ماهی است که با این ترفند آشنا شدهام. شما مقاله نه چندان خوبی دارید و نمیارزد بیش از این برای آن زحمت بکشید. یک مجله خوب را انتخاب می کنید و مقاله خود را برای آن میفرستید، نه به امید پذیرش، بلکه برای اینکه نظرهای جامع داوران را بدست آورید. با این نظرها مقاله را، تا حدی که صرف میکند، اصلاح می کنید و برای یک مجله آسانتر میفرستید. شاید برای ادامه تحقیق خود نیز از این نظرها استفاده کنید.
اما این بیماری واگیر دارد و به دیگران سرایت میکند. حالا مجلههای معتبر با انبوهی از مقالههای ضعیف از ایران روبرو میشوند. بر آن میشوند که با این مقالهها با احتیاط بیشتری برخورد کنند. پیش از تعیین داور یک غربالگری شدید برای مقالههای ایرانی انجام میدهند و با سختگیری آن ها را خارج از روند معمول داوری، رد میکنند. به زبان خودشان: Desk Reject.
به این ترتیب ترفند شما کارایی خود را از دست میدهد و دودش به چشم درستکاران میرود. شاید هم من به توهم توطئه مبتلا شدهام. این بیماری نیز واگیر دارد.
ادامه مطـــلب در منبع...این متن کامنتی است که چندی پیش یکی از کاربران در همین سایت قرار دادهاند:
من دنبال یه سایت معتبر علمی می گردم برای چاپ مقالاتم، متاسفانه داخل ایران بازار سیاهی است که با 3میلیون تومان مقالات راچاپ میکنند، درصورتیکه نهایتا 200 دلار بابت هزینه مقالات پرداخت میشود. از شما اساتید خواهشمند است همانطورکه بلک لیست تهیه میشود لیست مجلات معتبر تهیه و در دسترس دانشجویان قرارگیرد، مگر چه اشکالی دارد . (یا اگر فکر بهتری دارید بفرمایید). این که بهتر از بازار سیاه برای دلالان است.بنده این سخن را کاملا تایید میکنم. یکی از دوستان قدیمی که طرفدار زگهواره تا گور دانش بجوی است و در حال به پایان بردن پایان نامه کارشناسی ارشد خود میباشد با من تماس گرفت و گفت میدانم که رشته تحصیلیام با تخصص تو کاملا متفاوت است، اما فقط مرا راهنمایی کن که حاصل پژوهشم را مقالهای کردهام اما نمیدانم که کدامیک از این ژورنالها که فهرستش را برایت فرستادهام معتبرتر است.
ایمیلم را باز کردم. فهرستی بود از شش ژورنال که بین 400 تا 800 دلار حق چاپ شان بود. کمتر از ده دقیقه در اینترنت جستجو کردم اما واقعا نمی دانستم که چه جوابی باید به او بدهم. دو ژورنال مدعی ISI بودند اما نه در فهرست اصلی بودند و نه ایمپکت فکتوری داشتند. در واقع از این شش ژورنال فقط یکی بود که در فهرست اسکوپوس (کف اعتبار برای یک ژورنال) موجود بود. چهارتایشان در یک ایندکس ساخت ایران حضور داشتند و دو تا حتی آن را هم نداشتند. آدرس و شماره تلفنهایشان قلابی و سایتهایشان هم بچهگانه به نظر میآمد. در هر شماره شان هم چند ده مقاله منتشر شده بود که محض رضای خدا من یک مقاله غیر ایرانی در آنها نیافتم! به او تلفن زدم و گفتم من میدانم که تو دست کم سه چهارماه برای جمع آوری دادهها و سه چهار ماه هم برای تحلیل آنها کار کرده ای. حیف است که نتیجه کارت را برای چنین جاهایی بفرستی. اما به من گفت که چارهای ندارم. چیزی که من دارم فقط یک روش تحقیق و قدری دادههای خام و نتایج است، نه بلدم مقاله را به فرمت کنم، نه آنقدر زبانم خوب است که کامنتهای داوران را بفهمم و پاسخشان را بدهم و نه کارت اعتباری دارم که پولش را پرداخت کنم و همه این کارها را موسسه برای من انجام میدهد به شرطی که مقالهام را به یکی از همین ها بفرستم....
تهیه فهرستی از ژورنالهای قابل قبول یا به قول دوستمان در آن کامنت لیست سفید، ایده بسیار خوبی است. اما مساله این است که چه کسی باید این کار را انجام دهد. من فکر می کنم هر دانشجو یا استاد ایرانی میتواند در وبلاگ یا روی وال خود ژورنالهای در محدوده تخصص خودش را به دیگران معرفی کند و همینطور صرافی هایی که به نحوی نبود ویزا و مسترکارت را جبران مینمایند. بیایید از این نترسیم که اگر این ژورنالها سرشان شلوغ شود ممکن است مقاله های خود ما یا دوستان یا دانشجویان مان را نپذیرند. از این بالاتر، اگر ناشناسی در اینترنت از ما کمک خواست تا نخستین مقاله اش را بنویسد، به او کمک کنیم. شاید بهتر باشد که این قاشق های دسته بلند را به گونه ای دیگر استفاده کنیم.
ادامه مطـــلب در منبع...
دکتر فرهاد اردلان، استاد پیشکسوت فیزیک ذرات: ما فقط مقاله تولید میکنیم، نه علم
گفتگوی دکتر اردلان استاد دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف با روزنامه جام جم
فیزیک
دانشگاهی ایران با نام دکتر محمود حسابی پیوند خورده است. البته تا سال
1340 هنوز مفاهیم فیزیک قرن بیستم عملا وارد نظام آموزش نشده بود. در این
دهه بود که آموزش فیزیک در ایران متحول شد. بیشک فرهاد اردلان ازجمله
فیزیکدانانی است که در این تحول نقشی محوری به عهده داشته است.
دکتر
رضا منصوری، یکی از استادان دانشگاه صنعتی شریف و مدیر طرح ملی رصدخانه
ایران که سالهاست این فیزیکدان را میشناسد بر این باور است: «شروع دوران
پژوهش فیزیک در ایران و رشد پیوسته این دوران را باید در حضور اردلان و
ظرافتهای مدیریتی و رفتاری او جستجو کرد.» با وجود نقش پررنگی که این
پیشکسوت علمی داشته در رسانهها کمتر دیده شده است. به گفته خودش این
نخستین گفتوگوی اختصاصی است که دکتر اردلان پس از پیگیریهای چند ماهه ما
به آن پاسخ مثبت داده است. وقتی از یک فیزیکدان صحبت به میان میآید نخستین
تصویری که در ذهن نقش میبندد فردی جدی است که با زبانی متفاوت سخن
میگوید. وقتی برای مصاحبه با او به دفتر کارش در پژوهشگاه دانشهای بنیادی
رفتم برخلاف تصویری که در ذهن داشتم او را فردی مهربان، صمیمی و خوشسخن
یافتم. دکتر اردلان چنان شیرین سخن میگفت که در گفتوگوی دو ساعته با او
گذر زمان را احساس نکردم. با این محقق که با تاریخچه فیزیک در ایران پیوندی
ناگسستنی دارد گفتوگویی خواندنی داشتهایم.
فرهاد اردلان در اتصال آموزش فیزیک به مفاهیمی که در قرن بیستم مطرح شده چه نقشی داشته است؟
فیزیک
در ایران از زمان ایجاد دانشگاه تهران وجود داشته است. به عبارت دیگر
قدمتی 80 ساله دارد. با تاسیس دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر سابق) و دانشگاه
شیراز (پهلوی سابق) در دهه 1340، آموزش فیزیک مدرن و جدید وارد ایران شد.
قبل از این که به آمریکا بروم سال 1337 حدود دو ماه در دانشکده فنی درس
خواندم. زمانی که دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه شیراز تاسیس شد آموزش فیزیک
مدرن در ایران مورد توجه قرار گرفت. وقتی بعد از بازگشت به دانشگاه شریف
پیوستم، همین نحوه آموزش مدرن را ادامه دادم. اگر بخواهم به سهمی که در
پیشرفت علمی ایران داشتهام اشاره کنم باید به این نکته توجه داشت که من
همواره تاکید داشتم در ایران کار تحقیقاتی علمی واقعی انجام شود. به همین
علت از زمانی که به ایران بازگشتم همیشه در تلاش بودم به کمک دوستانم یک
مرکز علمی ـ تحقیقاتی راهاندازی کنیم تا زمینهای برای انجام تحقیقات
واقعی ایجاد شود. تا مدتها هم موفق نشدم این ایده را تحقق بخشم. حتی قبل
از انقلاب هم برای محقق شدن این ایده کارهایی انجام شد. آن زمان عبدالسلام
از دانشمندان بنام فیزیک در قرن بیستم به ایران آمد و درباره تاسیس چنین
مرکزی مذاکراتی با ایشان داشتیم و طرحی را هم ارائه دادیم که مورد قبول
قرار نگرفت. زیرا ما میخواستیم نظارت علمی بینالمللی روی مدیریت علمی این
مرکز پژوهشی وجود داشته باشد. بعد از آن گفتند این کار را در اصفهان یا
مازندران پیگیری کنیم که در نهایت به تاسیس دانشگاه مازندران در سال
1356منجر شد. من و گروهی از همکاران به این دانشگاه رفتیم ولی با وقوع
انقلاب در این کار وقفه ایجاد شد. بعد از انقلاب باز هم درصدد ایجاد این
مرکز بودیم که در نهایت به ایجاد پژوهشگاه دانشهای بنیادی منجر شد
ادامه مطلبادامه مطـــلب در منبع...
فرارو - یک
جامعهشناس ضمن بررسی ابعاد گسترده فساد علمی در کشور گفت: «هنگامی که
تقلب از چهارچوبهای کوچکی مانند یک کلاس درس در دوره کارشناسی آغاز
میشود، مطمئنا به بالاتر از آن و در سطح وسیع گسترده میشود. ابتذال نظام
دانشگاهی و علمی ما را دربرگرفته است.»
در ماه های گذشته بحث گسترش
فساد و تقلب علمی در مراکز دانشگاهی به موضوع و معضل بزرگ تبدیل شده است.
این اتفاق پس از افشای سرقت های علمی چند استاد برجسته رشته فلسفه دانشگاه
های معتبر کشور رخ داد.
با وجود بازتاب گسترده این سرقت ها و افشای
جسته و گریخته دیگر فساد های علمی در مجامع دانشگاهی و برخی شبکه های
اجتماعی اما همچنان وزارت علوم و مراجع رسمی در این باره سکوت کرده اند.
به
نظر می رسد مراجع رسمی به خوبی از میزان فساد علمی در کشور اگاه هستند اما
تاکنون نتوانستهاند برای مبارزه با آن راه کاری پیدا کنند.
دکتر سیدحسن حسینی (عضو هیئت علمی و استاد دانشگاه تهران)و درگفتوگو با فرارو درباره ابعاد فساد علمی در کشور، گفت:
در سطح جهانی پدیده تقلب علمی، در کشورهای توسعه یافته، تا این حد وجود
ندارد. در حال حاضر، در این کشورها نرمافزاری درست شده است که از طریق آن
میتوان به میزان کپیکردن مطالب پی برد. دانشجویی که در پژوهشش میزانی از
تقلب نشان داده شود، در ابتدا تذکر میگیرد، و برای بار دوم آن دانشجو
مردود خواهد شد. مثال دیگر وزیر خارجه آلمان است که به دلیل اینکه سال ها
پیش یک پاراگراف تقلب در پژوهش دکترایش وجود داشت، خود از وزارت خارجه این
کشور استعفا داد.
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: این دزدیهای
چرا حساسیتزا هستند؟ به دلیل اینکه گرچه گفته میشود علم ثروت و قدرت
میآورد، اما تقلب علمی نیز مانع آن میشود. برای پیشرفت در سطح ملی و برای
پیدا کردن عمق علمی که موجب توسعه یافتگی علمی نیز خواهد شد، باید جلوی
این پدیده گرفته شود.
وی همچنین ادامه داد: در حوزه دانشگاهی، باید
با استعدادترین افراد حضور داشته باشند، اما میبینیم که چنین نیست. رسیدن
به مقامات دانشگاهی و غیردانشگاهی در ایران منوط به مدارک تحصیلی است. اگر
فردی تقلبی در این زمینه انجام داده باشد، در پستهای سیاسی و یا
قانونگذار نیز به همین راه ادامه خواهد داد.
دکتر سید حسن حسینی
در ادامه و با اعلام نتایج یک پژوهش در این رابطه که توسط وی و یکی از
دانشجویانش تهیه شده است، اظهار کرد: پدیده تقلب علمی، سالهاست که در جامعه
ما گسترش پیدا کرده است. در قالب پایاننامه نویسی، کارهای پژوهشی، ISI
و... .
حسینی در ادامه نتایجی از این پژوهش را ارائه کرد و گفت: در
تهران و شهرستانها موسسات مشاوره آموزشی و پژوهشی تاسیس شدهاند که کار
پژوهشی تولید میکنند. تا به حال 26 مرکز مشاوره پژوهشی و آموزشی در حوالی
میدان انقلاب شناسایی شده اند که در این تحقیق با آنها گفتگو شده است.
حسینی گفت: طبق این تحقیق، قیمت تولید مطالب علمی در مقاطع و رشتههای گوناگون، متفاوت است. برخی از این قیمتها به شرح زیر است:
- پایاننامه مهندسی و فنی در مقطع کارشناسیارشد 4 تا 10 میلیون
- پایاننامه مهندسی و فنی در مقطع دکترا 12 تا 17 میلیون
- ISI در رشتههای فنی از دو میلیون تومان به بالا
- پروپوزال پایاننامه پزشکی 1 تا 2
- پایاننامه پزشکی 5 تا 7 میلیون
- پایاننامه پزشکی در شاخه ژنتیک 12 میلیون
- ISI در پزشکی 1.5 تا 3.5 میلیون
- پایاننامه کارشناسی علوم انسانی 1.5 میلیون
- پایاننامه دکترای علوم انسانی 6 تا 12 میلیون
- پایاننامه علوم انسانی در رشتههای حقوق و مدیریت 300 تا 800 هزار بیشتر از سایر رشتهها
- ISI در علوم انسانی 1.5 تا 3 میلیون
«دکتر قاسم اکسیریفرد»، در آستانه ٤٠سالگی هنوز
مانند جوانان بهغایت درسخوان دیده میشود. او با نظم قدم برمیدارد.
کولهپشتیاش انگار عضوی از بدنش شده و با موهای سهسانتی بههمریخته، ته
ریش جوگندمیشده و عینک قابضخیمش، یک «شریفی» تمامعیار است. از آن دست
از فارغالتحصیلان دانشگاه صنعتی شریف که با رتبه اول المپیاد فیزیک در
سال١٣٧٤ وارد این دانشگاه صنعتی شده و «شریف» تبدیل به یکی از سکوهای پرتاب
او به سطح اول کرسیهای علمی جهان شده است.
به گزارش شرق، قاسم
اکسیریفرد پس از پایان تحصیلاتش در شریف و دانشگاه علوم پایه زنجان، برای
تحصیل در مقطع دکترا به یکی از معتبرترین دانشگاههای اروپا در زمینه
ریاضی، فیزیک و علوم اعصاب یعنی به موسسه بینالمللی مطالعات
پیشرفته«SISSA» رفت و با نمره عالی در مقطع دکترا از این دانشگاه
فارغالتحصیل شد. «استادم اصلا تمایل نداشت از ایتالیا بروم. خیلی به من
اصرار کرد. در سیسا «SISSA» میتوانستم خیلی پیشرفت کنم اما خب فکر کردم در
ایران مفیدتر خواهم بود و برگشتم.»
قاسم اکسیریفرد در
بهمنماه١٣٩٢، همزمان با فراخوان جذب هیات علمی وزارت علوم، جذب دانشگاه
صنعتی خواجهنصیر شد. در ترمهای ابتدایی فیزیک پایه را تدریس کرد اما
همزمان با تدریسش، پرونده او در هیات تاییدصلاحیت عمومی دانشگاه
خواجهنصیر بررسی میشد.
اما در اردیبهشت سال١٣٩٣، اکسیریفرد و
شاگردانش با شوک عجیبی مواجه شدند. «در جلسه بررسی صلاحیت عمومی اساتید
دانشگاه خواجهنصیر، پس از سوالهای فراوان، بهعنوان آخرین سوال از من
پرسیدند اگر در کلاس درس دانشجویان استاد را به سخره بگیرند چه میشود؟
گفتم من از آنها تشکر میکنم و رد میشوم.»
اکسیریفرد وقتی مشغول
حرفزدن میشود، دستهایش در فضا میچرخد و چشمهایش بهطور هماهنگ حرکت
دستهایش را دنبال میکنند: «وقتی این سوال را پرسیدند، از نظر فکری کمی
بههم ریختم تا زمانی که اعلام کردند صلاحیت فردی و عمومی شما در کمیته
بررسی صلاحیت عمومی اساتید رد شده است. ماهها رفتوآمد کردم و بههیچوجه
علت را به من نگفتند و تا ماهها طفره میرفتند. تا روزی که در نمازخانه
دانشگاه بلندگو را از امامجماعت مسجد گرفتم و اوضاع را برای دانشجویان
مطرح کردم، پس از آن امامجماعت و نماینده ولیفقیه در دانشگاهها پیگیر
کار من شدند و از جانب امامجماعت دانشگاه شنیدم، کمیته صلاحیت عمومی
دانشگاه خواجهنصیر صلاحیت فردی من را رد کردهاند، چرا؟ چون من صدایم نازک
است و بهاصطلاح آنان صدای زنانهای دارم و احتمال دادهاند در کلاس درس
مورد تمسخر دانشجویان قرار بگیرم.»
اکسیریفرد، دستهایی که در هوا میچرخید را روی میز تکیه داد، حرکت چشمهایش آرامتر شد و جرعهای آب خورد.
اکسیریفرد
متولد اصفهان اما بزرگشده جهرم است. صدای نازکی دارد، اما پس از
دوتاسهدقیقه همکلامشدن با او تنصدایش مانند دقایق اول تعجببرانگیز
نیست. رزومه اکسیریفرد نشان میدهد، او در فیزیک یکنخبه یا یکنابغه است.
او دکترایش را در رشته ذرات بنیادین گرفته و حالا همزمان با تدریس نافرجام
در دانشگاه خواجهنصیر طوسی پژوهشگر مقیم پژوهشگاه دانشهای بنیادین است.
او
قصد دارد به دانشگاه برگردد و میخواهد تمامقد نسبت به عدم تمدید حکم
تدریس اعتراض کند و حقش را بگیرد. اکسیریفرد کار تدریس خود را در بهمنماه
سال گذشته در دانشگاه خواجهنصیر طوسی آغاز کرده و در بهمنماه امسال
دانشگاه خواجهنصیر طوسی قرارداد تدریس او را تمدید نکرده است.
به گزارش گروه سبک زندگی خبرگزاری دانا (داناخبر)، چندی پیش دکتر جلیل اصلانی، دانشیار دانشگاه آزاد همدان، در کلاس درسی خود دانشجویان را به فرستادن مقاله برای سومین کنفرانس بینالمللی علوم رفتاری دعوت کرد. چند نفر از دانشجویان او ضمن پذیرش این دعوت استاد و ارسال چکیده مقاله برای کنفرانس، چکیده خود را برای اصلانی هم ارسال میکند. این استاد دانشگاه به خبرنگار داناخبر میگوید «پیش از اینکه چکیدهها را بخوانم و بتوانم برای برخی از آنها بنویسم که اصول علمی چکیده نویسی در آن رعایت نشده است؛ دانشجویان به من خبر دادند که چکیدهشان در همایش پذیرفته شده است.»
این استاد دانشگاه آزاد همدان پس از این شک میکند و چون پیش از آن با نام اصلی خود مقالهای به کنفرانس ارسال کرده بود، با نام مستعار و ایمیل دیگری، یک چکیده طنز برای این همایش ارسال میکند. البته او در قسمت عنوان هم نام دانشگاه علامه طباطبایی را ذکر میکند. او میگوید چنین کاری را کرده تا ثابت کند که چکیدهها بدون مطالعه مورد پذیرش قرار میگیرد. چکیده طنز اصلانی به این شرح است:
تاثیر همنوایی گروهی بر تصمیم گیری دانشجویان
دکتر اصلان جلیل خانی
دانشیار گروه روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی
Mozafari.farzad@gmail.com
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر همنوایی گروهی بر تصمیم گیری دانشجویان بود. بدین منظور از میان کلیة دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان به صورت در دسترس 100 دانشجو انتخاب و بر اساس وضعیت اقتصادی و میانگین در دو گروه 50 نفری همتا شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس همنوایی منوچهر و محمود و همچنین پرسشنامه چند وجهی سنجش تصمیم گیری مش مراد و همسرش می باشند. نتایج تحلیل کواریانس چند متغیری نشان داد که قهر بودن مش مراد با برادر بزرگترش می تواند به صورت معناداری کاهش محصول ذرت را به دنبال داشته باشد(01/0> P و 27/5 = F2, 98). بر اساس یافته های این پژوهش می توان اینگونه نتیجه گیری کرد که چنانچه این مقاله پذیرش بگیرد نشان دهندة این است که شما هدفی جز کلاه گذاشتن بر سر دانشجویان بخت برگشته ندارید. همچنین نشان دهندة به ثمر نشستن زحمات چند سال اخیر وزارت علوم می باشد. باید گریست به حال این وضعیت که چنگیز و تیمور هم به این عمق، زخمی بر پیکیرة این مرز و بوم نزدند.
کلمات کلیدی: همنوایی گروهی، تصمیم گیری، دانشجویان.
چکیده طنز پذیرش گرفت!
پس از مدت
مشابه آن وقتی که برای تایید چکیده قبلی این فرد و نیز دانشجویانش لازم بود،
ایمیلی برای او ارسال میشود و وضعیت چکیده را پذیرش برای بررسی در هیات داوران میخواند
و بعد از مدتی هم مقاله پذیرش نهایی میشود.
از: خبرآنلاین لینک
محمدحسین نجاتی: کمیت گرایی بخش های زیادی از آموزش عالی در ایران را به خود درگیر کرده است. کار به جایی رسیده که ایران از نظر کمیت مقالات علمی در دنیا رتبه 15 را به خود اختصاص داده است اما از نظر کیفیت رتبه دارای رتبه 36 است. به همین دلیل مسئولان وزارت علوم در دولت یازدهم به دنبال افزایش کیفیت آموزش عالی در کشور هستند.
آنها برای قدم برداشتن در این خصوص در ابتدا تعداد رشته واحد های بدون مجوز را متوقف کردند، سعی در کاهش رشته های کمتر مورد استقبال قرار گرفته را دارند و با اهرم های همچون اقتصاد دانش بینان به دنبال افزایش سهم دانشگاه ها در تولیدات اقتصادی هستند. اما یکی از مهم ترین قدم های وزارت علوم در این رابطه افزایش کیفیت در تولید مقالات علمی است. این مسئله حتی با تایید و تاکید رئیس جمهور هم همراه بود.
دکتر حسن روحانی، در ابتدای سال تحصیلی 1393-94 خطاب به روسای دانشگاه ها، با تاکید بر اینکه، کمیت با کیفیت در دانشگاهها توازن داشته باشد، گفت: "امروز بیاید در هر استانتان جهانی بیاندیشید و ملّی و محلّی حل کنید. در استان خودتان، دانشگاه خودتان، دانشگاه استان نمیخواهد به مسایل استان بپردازد. برایش راهحل پیشنهاد کند، تحقیقاتش را در آن مسیر قرار دهد. مدام به فکر «ای اس ای» نباشیم، به فکر امتیاز نباشیم؛ رها کنیم این شرکها را و به فکر کشورمان و ملتمان باشیم."
اشاره او به توازن کمیت و کیفیت در دانشگاه ها و اعتراض به توجه اساتید به ارسال مقاله به پایگاه علمی در شرایطی است که دانشگاه ها و مراکز علمی ایران چندسالی میزان ارسال مقالات علمی به پایگاه «آی اس آی» را افزایش دادند. مسئله ای که باعث شده، کارشناس عطش حاضر برای ارسال مقالات علمی را "توروم علمی " بخوانند. تورمی که تنها باعث افزایش آمار های کمی می شود و کمکی به کیفیت و تولید علم نافع در کشور نمی کند.
بر اساس آخرین آمار ارائه شده از سوی مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری، میزان مقالات علمی ایران در سال ۲۰۱۴ در پایگاه استنادی «آی اس آی» با احتساب مجموع مقالات کنفرانس ها و مقالات مجلات به ۲۶ هزار و ۴۹۴ مدرک رسید.

The real one:
· http://ip-science.thomsonreuters.com/cgi-bin/jrnlst/jlresults.cgi?PC=MASTER&Word=contributions
· CONTRIBUTIONS IN SCIENCE
Irregular ISSN: 0459-8113
NATURAL HISTORY MUSUEM LOS ANGELES COUNTY, 900 EXPOSITION BLVD, LOS ANGELES,
USA, CA, 90007
Coverage
http://www.nhm.org/site/research-collections/research-tools/publications
The fake one:
http://www.ijescs.org/V20(1).html#
چکیده یک مقاله که یک دانشجوی قدیمی، آگاه یا ناآگاه، بی اطلاع بنده و همکارم در این مجله تقلبی منتشر کرده است.
جرئیات بیشتری نمیدانم.
ادامه مطـــلب در منبع...